السيد حامد النقوي

230

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

وعدهء حفظ از شر ايشان براى اطمينان آن حضرت بفرمايد . پس ثابت شد كه اين امر بسيار مهم و عظيم المنزلة و جليل الشأن و از سائر امور تبليغيه اهم و اعظم بود ، و در نفوس صحابه آن قدر گران و ناخوش بود كه آن جناب در ابلاغ آن خوف ايذاء و اضرار از جانب ايشان فرمود با وصف آنكه در ابلاغ سائر احكام اصليه و فرعيه كه احصائش عسير ، اين خوف حاصل نشد ، و ظاهر است كه اين امر نيست مگر استخلاف حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بنص صريح و اخذ بيعت آن جناب از مردم . و متوهم نشود كه امر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام را هم قبل از اين جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله مكررا بيان فرموده ، پس مىبايد كه امر امامت هم مراد نباشد زيرا كه غرض ما آنست كه مىبايد كه اين امر بس عظيم و جليل در نهايت كبير الشأن باشد ، و آن نيست جز خلافت كه در آن خوف ضرر و تكذيب متصور است ، بخلاف ديگر احكام جزئيهء فرعيه كه در آن تحقق اين خوف غير متصور ، و امر خلافت را اگر چه آن حضرت مكررا ارشاد فرموده ، ليكن چون امر بس جليل و عظيم بوده ، لهذا تحقق خوف در آن متصور . و معهذا ظاهر است كه گو خلافت و امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام را جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله مكررا ارشاد فرموده ، ليكن آنچه در غدير خم واقع شده ، امرى جديد بوده و آن استخلاف است بنص صريح و اخذ بيعت در قرب وفات ، چنانچه بلا تشبيه معمول سلاطين است كه با وصفى كه بر اولياى عهد خود بنصوص و اشارات و تلويحات و تصريحات در اكثر اوقات نص مىكنند ، ليكن معامله كه با ايشان در قرب وفات از استخلاف